شعراز خانم گیلاس
بخت من چون شبه سیاه
هم نشینه به اشک و آه
کی می آیی به خانه ام
مانده چشمان من به راه
از نگاهم تو نخواندی رازه قلب شکسته ام
با خیالت در دل شب گرم صحبت نشسته ام
برگ زرده پاییزم ... از درد و غم لبریزم
با یادت در تنـــهایی اشک حسرت میریزم
******************************![]()
ممنون از خانم گیلاس که شعر رو برای من فرستادن![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 بهمن1383ساعت 12 بعد از ظهر  توسط عمو سعید و منصوره
|
